فرزندان گرانبهاترین میوه زندگی هستند و متاسفانه از همه دارایی های ما بیشتر در خطر !
می توان ادعا کرد که در روند پیشرفت انسان متاسفانه محیط زندگی فرزندان ما روز به روز خطرناک تر می شود .
بسیاری از ما به جای ارتباط سالم با فرزندمان او را اسیر Game های کامپیوتری ، تلویزیون و ... می کنیم تا فرصت بیشتری برای پرداختن به کارهای مهم تر که پولدار تر شدن و خانه بزرگتر داشتن و اتومبیل مدل بالاتر و زرق و برق های دیگر بدست آوریم.
در یک بررسی علمی که با کمک دانشگاه Stanford انجام شده ، استرس های زندگی کودکان امروزی را بررسی کرده اند و ما در این جا به خلاصه ای از نتایج این مطالعات می پردازیم :
محققین 70000 کودک زیر 17 ساله را که هر یک بدلیلی تحت درمان های روانی بوده اند بررسی کردند . در 25000 نفر آنها حداقل یکی از والدین مبتلا به افسرده گی بوده اند .
نوجوانان والدین افسرده در موارد کمتری برای پیشگیری ،معاینه و واکسیناسیون و ... به مراکز درمانی مراحعه کرده و در مقابل تعداد بیشتری به Emergency room و درمانگاهها ی تخصصی مراجعه داشته اند.
نوزادان والدین افسرده 14% بیشتر نیاز به درمان بیماری های مختلف داشته اند.
آمار مرکز ترک اعتیاد مواد مخدر مثل تریاک ، کدئین ، هروئین و مواد مشابه نشان می دهد %65 زنان معتاد 1 یا بیشتر فرزند دارند و 35% این مادرهای معتاد به افسردگی نیز مبتلایند.
برخی از این مادران جزء زنانی هستند که احساس می کنند باید همسر و مادر کاملی باشند و فشارهای زندگی آنها را اغلب معتاد به قرص های ضد دردی می کند که به وسیله پزشکان برای دردهای ماهانه ، سر دردها یا کمر دردها تجویز می شوند .و البته به خاطر شرم و ترس از رسوایی اعتیاد خود را پنهان می کنند که طبعاً نتیجه دردناک آن را کودکان باید تحمّل کنند.
استرس چیست؟
به همان میزانی که لغت استرس بیشتر مصرف می شود متاسفانه کاربرد آن در معنی گنگ تراست.
از نظر بیولوژی ، استرس فشار خارجی بر تعادل سیستم درونی انسان است . استرس ، واکنش های پیچیده هورمونی عصبی است که در نتیجه عوامل خارجی تغییرات درونی را سبب می گردد.
از این تغییرات درونی ، افزایش فشار خون، ضربان قلب، تعداد تنفس ، انقباض عضلات، ترشح غدد عرق از علائم آشنا هستند. این واکنش ها بین انسان و حیوانات یکسان وجود داشته امّا در اثر رشد بی اندازه سیستم عصبی انسان ، ما قادر هستیم واکنش استرس را در فقدان محرک خارجی نیز در بدنمان به کار اندازیم .
تنها کاری که می کنیم این است که عامل استرس را در ذهن مان تکرار کنیم.
استرس ها وقتی موقتی باشند و به فاصله از یکدیگر اتفاق بیفتند خطرناک نیستند. استرس های روزانه مثل جریمه رانندگی ، امتحان یا دعواهای لفظی اغلب قابل تحمل بوده و بدون آسیب به سیستم حیاتی می گذرند.
استرس های خطرناک آنهایی هستند که از حد توانائی و تحمل بشر فراتر باشند یا بر روی هم اضافه شوند، و یا استرس بیاید و بیرون نرود .
در چنین مواردی است که فیزیولوژی بدن انسان تحت تاثیر قرار می گیرد و استرس به افزایش فشار خون ، کاهش فعالیت سیستم دفاعی بدن ، تغییرات متابولیک همراه با چاقی ، دیابت ، اختلالات عروقی و یا افسرده گی ، اضطراب ، اختلال در تمرکز ، اختلالات رفتاری و آموزشی منجر می شود.
و اما بحث این مطلب ، استرس های مرمن کودکان معمولا" به دلایل زیر است :
ترس از بچه های زور گو در مدرسه، اختلاف و دعوا های پدر و مادر، عقب ماندگی های تحصیلی ، آزارهای جنسی و .... بخشی از عوامل استرس ها ی مزمن کودکان هستند که می توانند روی سیستم قلب و عروق ، متابولیسم ، و سیستم دفاعی آنها اثر بگذارند.
بسیاری از چاقی های بچه ها محصول استرس های مزمن است. گاه پیش بینی حوادث تلخ در کودکان سبب اختلال در رشد مغزی ، اعتماد به نفس ، و سلامت احساسی کودکان می شود.
از دیگر از استرس های مزمن بچه ها برنامه های فشرده ای است که والدین برای آنها انتخاب می کنند که بحث مفصل آن را می توانید در مقاله Over Parenting همین سایت در Weekly Article بخوانید . بچه هایی که برنامه ها یشان از توان روحی آنها فراتر رفته اغلب کم طاقت و بی حوصله اند و به تلنگری از کوره به در می روند و حتی از فعالیت های قاعدتا لذت بخش هم نمی بینیم که چندان شادمان باشند.
استرس های خارج از انتظار یعنی مرگ ، زلزله ، جدا شدن از والدین ، فقر و ناامنی محیط ، اعتیاد در خانواده و یا بیماری روانی در یکی از افراد خانواده در کودکان اثرات عمیق می گذارند.
بچه ها چطور به استرس ها واکنش نشان می دهند؟
اولین واکنش بچه در قبال استرس بدامان مادر یا آغوش پدر پناه بردن است. ( یا هر کسی که این نقش ها را بازی می کند) وابستگی قابل اعتماد به والدین در طول زمان یکی از قوی ترین فاکتور های حمایتی کودکان است. از طرف دیگر واکنش والدین نسبت به استرس کودک نقش مهمی در تحمّل مشکل و انتخاب واکنش مناسب در اطفال بازی می کند.
برای اینکه به کودکمان عشق بورزیم باید به علائم و واکنش های او حساس باشیم، بدانیم که چه وقت آزادش بگذاریم و چه وقت باید مهارش کنیم . چه وقت او را دنبال کرده و چه وقت او را رهبری کنیم . چه وقت او را به امتحان بگذاریم و چه وقت به او آرامش بدهیم . همه این ها به حضور احساسی والدین نیاز دارد .
ما باید از نظر احساسی در دسترس کودکانمان باشیم نه این که خود غرق مشکلات و احساسهای ناگوار . بعضی از بچه ها متاسفانه چنین حمایت احساسی را در خانه نمی گیرند ولی شاید در مدرسه یک معلم مهربان این وظیفه را انجام دهد. آنهایی که از حمایت احساسی محروم می مانند سال ها در روابط خود با دیگران سرگردانند.
یکی از منابع بزرگ استرس ها ی کودکان سوال های بی جواب است در مقابل وقایع ناگوار !
اینکه چه چیزی یا چه کسی مسئول این واقعه است؟ ، برای رفع مشکل چه باید مان کرد؟ ، آیا این مشکل باز تکرار خواهد شد ؟ و .....
این ها سوال هایی است که ذهن کوچک کودکان را پر می کند و آنها را از امنیت و اعتماد به محیط ، به خانواده و حتی به خودشان تهی می کند.
در شرایط دشوار آن را از کودکان پنهان نکنید . بگذارید شاهد مبارزات شما با استرس ها باشند و بگذارید که در حدود توانائی خود در مقابل استرس ها واکنش نشان دهند